یادگار

یادگاره روزای سبز و حس های خوب

دوستهای خوبم سلام

سال نو مبارک

امیدوارم همتون از تعطیلات نهایت استفاده رو کرده باشین و به همتون خوش گذشته باشه

دوستون دارم

با بهترین آرزو ها

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()

یک سال گذشت

...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()

مسافرت بودم یه هفته بعد از داداشم

من هم رفتم ؛ البته با خواهرم و همسرش و چند تا از دوستاشون

به من خیلی خوش گذشت

می تونم به جرات بگم من جزو شادترین افراد گروه بودم

اما یه چیزی رو توی این مسافرت حس کردم که برام کلی گرون تموم شد

تنهایی تنهایی تنهایی

وقتی حس کنی هیچ حامی نداری

وقتی حس کنی خودتی و خودت

وقتی بدونی اگه قراره تصمیمی بگیری؛ کسی نیست حتی کمکت کنه و راهنماییت؛ چه برسه به اینکه از خواسته ات دفاع کنه

خیلی سخته نمی خوام موضوع رو باز کنم

ولی نوشتم تا یادم نره ؛ که تنهاییم باعث شد بشکنم

که تنهاییم باعث شد ...

اما جالب اینجاست من خیلی پرو تر از این حرفها هستم

می شکنم و بلند می شم و راه میرم

می شکنم و بلند میشم و می خندم

به قولی دنیا رو به هیچ جام حساب نمی کنم

به خیال خودم دارم می جنگم  و به خیال خودم هم پیروزم

نمی دونم شاید واقعا پیروز واقعی من باشم که خم به ابروم نمی یارم

-----------------------------------------------------

چند تا پیام برای عزیزانم

آمیرزای عزیز از پیامی که برام گذاشتی کلی مسرور شدم؛ ضمنا من رمز ورود شما رو هم ندارم ؛ اگه قابل دونستین برام بزارین

داداش سعدی عزیز ؛ دیشب پیامت رو گرفتم ؛ دلم گرفت چی شده چرا اینقدر ناامید و خسته؛ از شما بعید بود . امیدوارم و براتون دعا می کنم که هر چه زودتر آرامش به چهره و دل خودتون و خانوادتون برگرده

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست   هر کجا هست خدایا بسلامت دارش

 

خدایا هر چی به صلاحشه همون بشه

خدایا سپردیمش به تو

نوشته شده در چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()

سلام سلام سلام

من اومدم

همه خوبین خوشین سرحالین

عزیزای من دلم برای همتون تنگ شده

یلداتون مبارک

امشب شبه حافظ هستش و فال و تفعل و انار و هندونه و آجیل و تخمه

امشب کلی مهمون دارم

اما دلم نیومد به شما دوستای خوبم ، این شب رو تبریک بگم

برای همتون آرزوی بهترینها رو دارم

از این به بعد زود به زود میام پیشتون

و میام به همتون سر میزنم

خیلی دوستون دارم

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()

مرسی از همه دوستای گلم‘ بابت تبریکات گرم و صمیمانه تون

خیلی هاتون هم اس ام اس زدین‘ بعضیهاتون هم زنگ زدین

بازم مرسی‘ ممنون

...........................................

دلم برای جینو تنگ شده‘ نمیدونم اون هم دلش برای من تنگ شده یا نه؟!!!!!!!

کاشکی زبون داشت و حرف میزد

کاشکی

آخر هفته میرم میبینمش ‘ قربونش برم

...................

دیشب با یکی از بچه هاپردیسان بودیم و یه دور کامل زدیم ‘ خیلی خوش گذشت ‘ کلی چرت و پرت گفتیم و خندیدیم

بعضی از دوستهای جینو رو دیدم و همشون می پرسیدن " پسرت کجاست؟"

و من هم در جواب می گفتم رفته مسافرت

و باز هم قربونش برم ‘ عزیزه دلم

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()

خیلی خسته ام خیلی

فک کن روز تولدت اینقدر خسته باشی و آشفته

نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()

تولدم نزدیکه ، چند روزه دیگه است

هیچ حسی برای ورود به سومین دهه زندگیم ندارم

نه خوشحالی نه ناراحتی

خیلی بی تفاوت دارم وارد دهه سوم میشم

نمی دونم چرا

خیلی خیلی بی تفاوتم

 انگار نه انگار

خیلی جالبه برام فرقی نمی کنه با روزهای دیگه

بی خیال

فقط خواستم برای خودم یادآوری بشه‘ که چند سالمه

..............................

دارم میرم مسافرت

جینو خان دیشب رفتن و من هم فردا میرم

جای همتون رو خالی می کنم

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()

روزهای خوبیه، احساس خوبی دارم .

نمیدونم ولی انگاری خیلی سرخوشم

این روزها رو دوست دارم

دیشب یه شب خوب رو تجربه کردم، نمی تونم بگم چیش خوب بود ، ولی کلا راضیم ، واقعا نمی تونم بگم کجاش فرق می کرد، مثله همیشه بود ولی برای من خوب بود

با اینکه مهمون ثابتم هستش، ولی برام قشنگ بود

این روزها رو دوست دارم

حالا شاید بخاطر اینه که، خیلی درگیر کارم شدم و به چیزی فک نمی کنم

این روزها رو دوست دارم

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط پریسا نظرات ()

خیلی وقته نبودم

اول از همه به دوست خوبم که داره عروسی می کنه تبریک بگم ، عزیزم خیلی برات خوشحال شدم و امیدوارم خوشبخت بشی

بچه ها این مدت خیلی اتفاقا افتاده.

من خوباش رو براتون می گم.

اولیش همین چهارشنبه پیش بود که رفتیم کنسرت مازیار فلاحی ، خیلی خوش گذشت

یا الان که مامانم اومده خونه مون و الان پیشه جینو هستش

یا دیشب که با مامی رفتیم " پدر خوب " و پیتزا سیسیلی و لازانیا و سیبزمینی پخته خوردیم، لازانیاش رو بهتون پیشنهاد می کنم

و گرفتن یه بسته از تعاونی اتوبوس رانی ، که توش پر از خرمای جنوب بود

یا هفته پیش که یه شب نشینی خیلی خوب با دوستام داشتیم و خیلی خوش گذشت

یا سفارش پرده واسه اتاق خوابها ، که از رنگشون خیلی خوشم میاد

عوض کردن دکوراسیون خونه

و خیلی خیلی اتفاقهای خوبه دیگه

کلا سرم شلوغ بود

و اما اتفاق بد داستان

جینو همچنان با مشکل اسهال دست و پنجه نرم می کنه، البته الان خیلی بهتر شده

ارتباطم رو با یکی از بچه های بلاگ بهم زدم ، یعنی ترجیح دادم که دیگه باهاش در ارتباط نباشم، و خودش هم می دونه چرا

نوشته شده در شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ توسط پریسا نظرات ()


Design By : Pichak